سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

32

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)

[ ايهام و ترشيح و نظم ] ايهام است . ايهام : در اصطلاح علم معانى عبارتست از ذكر كلمه‌اى كه داراى دو معنا باشد ، يكى قريب و ديگرى بعيد و متكلّم از آن معناى بعيد را اراده نموده در حالى كه مخاطب منتقل به معناى قريب مىشود . و در اينجا كلمه [ وجوه ] دو معنا دارد : يكى به معناى صورت‌ها است و ديگرى به معناى طرق ، و از آن معناى بعيدش كه طرق باشد اراده شده . بيان دوم : تشبيه اعجاز قرآن بصور زيبا استعاره بالكنايه است و اثبات وجوه به معناى ( صور ) كه از لوازم صور حسنه است استعاره تخييليّه مىباشد و بنابراين تقرير ذكر كلمه [ استار ] از باب ترشيح است . ترشيح : در اصطلاح علماء علم بيان عبارتست از لفظيكه با مشبّه‌به تناسب داشته باشد مانند : استار كه با صور حسنه مناسب است چه آنكه سزاوار است صور جميل را در زير پرده‌ها و پوششها مخفى سازند . نظم : شارح نظم قرآن را اينطور معنا مىكند : عبارت است از جمع نمودن كلمات را بطوريكه معانى مترتّب بر هم بوده و دلالات آنها بر طبق اقتضاى عقل داراى نسق و ترتيب خاصّى باشد نه صرف رديف كردن كلمات پشت سر هم بهر كيفيّتى كه باشد . و مقصود از ترتّب معناى اينست كه اگر در خارج بين دو شئ سببيّت و مسبّبيّت بود چون سبب بر مسبّب مقدّمست حال اگر در عبارت لفظ دال بر سبب مقدّم و لفظ دال بر مسبّب را مؤخّر آورند ميگويند